تبليغاتX
سگ نوشت
کسی اینجا می نویسد که حرف زدن نمی داند!
 

حماقت معنای دیگری ندارد

کسی که فارسی نمی داند می تواند فارسی زبان باشد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كسي كه نوشت   | 

مست

آهسته آهسته

گور می کنم که بخوابم .

با گل های پرپر بر تابوت  مشوشم مکن .

                                       مرده وبلاگ نویس

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط كسي كه نوشت   | 

همه من! 

چرا ساشوشا را ندیده بودم ...؟

خودم را گاهی اینچنین شکسته ؟

و تو  را که وجود نداری .

 

داستان را هیچوقت تا آخر نخواندم .

      مرده های زیادی را می شناسم که از آینه می ترسند ؛

      ورق پاره ها اتاق را جارو  کرده اند ....

                                دنیا   تمام

        

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط كسي كه نوشت   | 

  تمام 

نقطه سر خط

  غربت تمامی ندارد

نقطه سر خط

  آسمان ؟

  پرنده ؟

کتانی زردم کو ؟

مسخ شده ام.

( در ذهنم فریاد مکن )

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط كسي كه نوشت   | 

استخوان هایم  که به هم می خورند

انگار همه می شنوند

چرا اینگونه نگاهم می کنی؟

    مگر برهنه ام؟

فریاد استخوان ها آواز شبانه ام شده ؛

مرده ها هم گاهی راه می روند....

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 6 قبل از ظهر  توسط كسي كه نوشت   | 

مرده متحرک ،

قدم به قدم....

جاده ها اینجا تمامی ندارد ....

جا مانده ام ......

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط كسي كه نوشت   | 

 
Free Website Counter
Hit Counters