تبليغاتX
سگ نوشت
کسی اینجا می نویسد که حرف زدن نمی داند!
من می نویسم چون نمی توانم فریاد بکشم .... کسی راه دهانم را بسته که توان پس زدن دستش را ندارم .... نه اینکه نشود بلکه نمی توانم ..... من نمی توانم .........صدایم می رسد؟

عمری که رفته است

من ناب ترین لحظه های روشن تو را

انگار در میان دلم جا گذاشتم

 

من مرگ را میان خودم جا گذاشتم....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 1 بعد از ظهر  توسط كسي كه نوشت  

 
Free Website Counter
Hit Counters